صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
232
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى « 1 » ، او مىخواست كه خداوند زندگى اخروى را بدون آفات و عيبهاى دنيوى به او بنماياند ؛ وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ « 2 » ؛ يعنى به واسطهء قصاص ، كسى كه به قتل مىپردازد بازداشته مىشود و لذا موجب حيات آدميان است ؛ وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً « 3 » ؛ يعنى آن را از هلاكت نجات داد . به نقل از ابراهيم ( ع ) مىفرمايد : رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ « 4 » ؛ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ « 5 » ؛ يعنى مىبخشم ، پس زنده مىمانم . حيوان هم به حيات اعتراف مىكند و گفته مىشود بر دو قسم است : 1 - آن كه داراى حواس است . 2 - و آن كه داراى بقاى ابدى است ، و در قرآن آمده است : وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ « 6 » . عبارت « لَهِيَ الْحَيَوانُ » يعنى حيوان حقيقى ازلى ابدى نه حيوانى كه مدّتى مىماند و آنگاه از بين مىرود . برخى از لغويان گفتهاند : حيوان و حيات يكى است . و گفته شده است : حيوان آن است كه در او حيات است ؛ و مردگان آنهايى كه در آنها حيات نيست . علّامه طباطبايى سخنى در باب حيات دارد كه خوب است به آن مراجعه شود . ايشان به هنگام بحث پيرامون آياتى كه به حيات مىپردازد ، نكاتى مطرح كرده است . همچنين قمى نيشابورى در تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، ديدگاههايى مطرح كرده است .
--> ( 1 ) - همان ، آيهء 260 : و [ ياد كن ] آنگاه كه ابراهيم گفت : « پروردگارا ! به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مىكنى . » ( 2 ) - همان ، آيهء 179 : شما را در قصاص زندگانى است . ( 3 ) - مائده ( 5 ) آيهء 32 : و هركس ، كسى را زنده بدارد گويى چنان است كه تمام مردم را زنده داشته است . ( 4 ) - بقره ( 2 ) آيهء 258 : پروردگار من همان كسى است كه زنده مىكند و مىميراند . ( 5 ) - همان : گفت : من ، هم زنده مىكنم و هم مىميرانم . ( 6 ) - عنكبوت ( 29 ) آيهء 64 : و زندگى حقيقى همانا [ در ] سراى آخرت است ؛ اى كاش مىدانستند !